Friday, March 2, 2007

آیا مشکل مردم بلوچ تخریب بنای ابولولو است؟


جنبش مقاومت مردمی ایران - جندالله سابق - در اطلاعیه ای که در سایتهای خبری منتشر شده می گوید
"جنبش مقاومت مردمی با تخفیف در قبال آزادی سه درجه دار پاسدار که جرم و جنایتشان نیز علیه مردم اثبات شده از رژیم می خواهد که به خواسته های ذیل عمل نماید

- آزادی زندانیان سیاسی در سطح کشور اعم ازبلوچ، فارس، ترکمن، عرب، کرد، آذری و بالخصوص جوانان بیگناهی که در روزهای اخیر در بلوچستان دستگیر شده اند و دانشجوی مبارز احمد باطبی و روحانی دگراندیش آیت الله بروجردی.

- تخریب فوری بنای یادبود و زیارتی ابولولو قاتل حضرت عمر(رض) در کاشان که زخمی است بر دل بیست میلیون اهل سنت ایران و یک میلیارد مسلمان در جهان وهمچنین عاملیست برای ایجاد تفرقه بین مردم ایران.درپایان جنبش مقاومت مردمی ایران این نوید را به عموم مردم ستمدیده بلوچستان و ایران می دهد---"
اگر بپذیریم هر جنبش اجتماعی دارای یک زیربنای فکری و یک روبنای عقیدتی است به این نکته خواهیم رسید که جندالله دارای همان زیربنای فکری حزب الله است اما باروبنایی متفاوت از آنجا که در اطلاعیه جندالله سابق از دوشخصیت تاریخی سخن به میان آمده جا دارد نگاهی اندازیم به نقش تاریخی این دوشخصیت یعنی ابولولو و عمر خلیفه دوم که با نگاهی گذرا به متون تاریخی در شاهراه اینترنت مشاهده میکنیم که{ "ابولؤلؤ" - متوفی به سال 23 هجری - قاتل عمربن خطاب بوده و از زندگي او هيچ دانسته نيست و شهرت او تنها به دليل قتل عمر است. بيشتر منابع نام او را فيروز ضبط كرده‌اند - نگاه کنید به ابن قتیبه ص 183- دربارة اصل و نسب و اعتقاد او ميان منابع، اشتراك اندكي ديده مي‌شود. منابع متأخرتر نيز جز تكرار گفته‌هاي منابع پيشين كمتر اطلاع سودمندي به دست مي‌دهند. بنابر خبر مشهوري، او از مردم نهاوند بود كه در جنگ به دست مسلمانان اسير شد و به غلامي مغيره بن شعبه فرمانرواي كوفه درآمد-ابن سعد، 3/341، 347؛ ابوالعرب، 67، به نقل از ابن اسحاق -در منابع كهن‌تر او را مجوسي شمرده‌اند - ابن حبيب، المحبر، 14؛ ابن شبه، 3/913؛ مسعودي، 2/329 -با اين همه گروهي ديگر از مورخان او را مسيحي دانسته‌اند بنابر نقل نه چندان قابل اعتماد طبري (4/136) از سيف بن عمر، ابولؤلؤ نخست به اسارت روميان درآمد و سپس مسلمانان او را اسير كردند دربارة انگيزة قتل عمر به دست ابولؤلؤ همساني چنداني در منابع تاريخي وجود ندارد .بنا بر كهن‌ترين روايات، مغيره بن شعبه از كوفه نامه‌اي به عمر در مدينه نوشت و از او خواست تا اجازه دهد غلامش ابولؤلؤ به مدينه بيايد و مردم از فنون او مانند نقاشي، آهنگري، و درودگري بهره‌مند شوند. عمر با آنكه ورود غيرعرب را به مدينه ممنوع شمرده بود، موافقت كردپس از چندي، ابولؤلؤ نزد عمر از مولاي خود مغيره شكايت كرد كه خراجي سنگين بر او بسته است، ولي خليفه شكايت او را روا ندانست و ابولؤلؤ كه از بي‌اعتنايي خليفه در خشم شده بود، كلمات تهديدآميز بر زبان راند، چندي پس از آن گفت‌وگو، ابولؤلؤ در مسجد كمين كرد و هنگام نماز صبح عمر را از پاي درآورد و پس از آنكه چند نفر ديگر را هم زخم زد، خودكشي كرد - ابن سعد، 3/345؛ ابن شبه، 3/896-899؛ طبري، 4/190-191؛ دربارة ديگر روايات نگاه کنید ‍ ابن شبه، 3/893؛ -از ديگر نظراتي كه دربارة انگيزة قتل عمر گفته شده اين است كه برخي از بزرگان صحابه كه از سختگيريهاي عمر ناراضي بودند، نقشة قتل خليفه را طرح كردند و ابولؤلؤ تنها وسيلة اجرا بوده است شواهدي نيز دردست است كه نشان مي‌دهد كساني از پيش در اين‌باره به خليفه هشدارهايي داده بودند به هر روي، پس از كشته شدن عمر، عبدالرحمن بن عوف مدعي شد كه موضوع قتل عمر، توطئه‌اي ميان ابولؤلؤ و دو تن ديگر به نامهاي هرمزان و جفينه بوده است. به همين سبب عبيدالله بن عمر- خلیفه دوم دو پسر داشت عبیدالله و عبدالله - آن دو[یعنی هرمزان و جفینه] و نيز دختر خردسال ابولؤلؤ را به خونخواهي پدر كشت و از آنجا كه چنين اتهامي ثابت نشده بود، مسأله بي‌اعتنايي عثمان خليفه جديد، در برابر قتل اينان ، بعدها به منازعات كلامي نيز كشيده شد گفتني است كه نه تنها برخي از منابع متأخراز وجود قبري منسوب به ابولؤلؤ در كاشان خبر داده‌‌اند، بلكه صاحب مجمل‌التواريخ و القصص -تأليف 520ق- به نقل از مأخذي قديم‌تر، ابولؤلؤ را از مردم فين كاشان دانسته است} اگر در ماشین جستجوی گوگل عبارت "عمربن خطاب" را تایپ کرده خواهید دید که { عمراز قبیله قریش بود کنیه‌اش «ابوحفص» و مادرش، حنتمه، خواهر ابوجهل بود بنابرقولی در سال 13 از عام الفیل در مکه بدنیا آمدعمر تا پیش از مسلمان شدن از دشمنان محمدبن عبدالله بود وبنا بر برخی روایات، هنگامی که عمر از سوی سران قریش مامور کشتن رسول خدا شد، متوجه شد که خواهر و شوهرخواهرش مسلمان شده‌اند. از این رو خشمگین به خانه آنها رفت و خواهر خود را به شدت کتک زد. اندکی بعد با آیات قرآن آشنا شد و در سال ششم از بعثت اسلام آورد عمر اندکی پیش از محمد به مدینه هجرت کرد وی در بسیاری از جنگ های زمان پیامبر شرکت داشت؛ لیکن مورخان هیچ ماجرایی از مبارزات او نقل نکرده‌اند عمر در سال 13 هجری، پس از مرگ ابوبکر، به خلافت دست یافت و لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید. عمر ده سال و شش ماه خلافت کرد و در این مدت به تاسیس دیوان و دفتر برای حکومت همت گماشت و مقررات حکومتی بسیاری وضع کرد. بسیاری از سرزمین‌های اسلامی (مانند فلسطین،شام،عراق،ایران) در زمان عمربن خطاب فتح شد یکی از اقدامات عمرباعث بروز نارضایتی بین مسلمین شد طبقه‌‌بندی اصحاب رسول خدا جهت دریافت حقوق و مزایا بود؛ به طوری که در سال اّخر زندگی خود با مشاهده اختلاف طبقاتی شدید بین مسلمانان گفت " اگر سال دیگر زنده باشم بیت المال را بروش پیامبر به صورت مساوی بین مسلمانان تقسیم میکنم " عمرزندگی ساده‌ای داشت و در امور مالی سختگیر بود. مورخان عمر را مردی بلندقد، سرخ‌رو و تندخو توصیف کرده‌اند که در مواردی به رسول خدا نیز اعتراض می‌نموده است عمر در 27 ذیحجه سال 23 هجری، در 63 سالگی بر اثر ضربه شمشیر ابولولو جان داد}
امروز در سال1428 هجری در نهایت شگفتی دیده میشود گروه جندالله سابق که بخوبی میداند ایران امروز پذیرای این" الله بازی ها" نیست و برای اینکه وانمود کند با عوامل مذهبی فاصله دارد اسم خود را به جنبش مقاومت مردمی ایران تغییر داده خواستار نابودی قبر ابولولو قاتل عمربن خطاب است آیا این است خواسته خلق محروم بلوچ ؟ آیا یک بلوچ با نابودی مقبره ابولولو به آزادی و رفاه میرسد؟ گروه جندالله سابق از چه کسانی خط میگیرد؟ آیا تنفر مردم ایران از خلیفه دوم ریشه های مذهبی دارد یا عمربن خطاب را نماد تجاوز و جنایت و کشتار ایرانیان توسط اعراب در هزارچهارصدسال پیش میداند آیا چاره نجات مردم بلوچ در دامن زدن به تفرقه های مذهبی و قومی است ؟

Thursday, March 1, 2007

استالین مدیر کل علوم




کتاب جدید اتان پولوک تاریخ نگار آمریکایی نشان می دهد که در شوروی سابق حتی قوانین طبیعت نیز می بایست باتفسیر تکاملی استالین از فلسفه ی مارکس سازگار باشند



برای خواندن این مطلب جالب اینجا را کلیک کنید


پی نوشت 1-دوستان سایت اطلاعات دات نت نسبت به نویسنده این وبلاگ لطف دارند و گاهی که محتوی مطالب بنظر آنها جالب باشد در سایت خود منتشر میکنند که همینجا از آنان تشکر می کنم

پی نوشت 2 - اسماعیل خویی شاعر معروف در یکی از مصاحبه در مورد فردی بنام "ممد قاقی"سخن میگفت که گویا از افسران توده ای بوده و بعد از مرداد 32 مدتی بصورت مخفی در مشهد زندگی میکرده ولی بعد از مدتی دستگیرو به اعدام محکوم میشود زمانی که ممد قاقی را برای اعدام به میدان تیرمی بردند قاضی عسگر از ممد قاقی می پرسد آخرین وصیت شما چیست ممدقاقی با همان لهجه شیرین مشهدی می گوید

والله مو که پول مول نداروم ولی به آقام استالین سلام برسونین و از قول مو بگین نکنه خدا بزنه پس کله ات بخوای کمونیس را بیاری ایران آقا می رینن توش

Wednesday, February 28, 2007

پیوندتان مبارک


قال رسول الله صله اللهُ عليه و آله و سلّم النکاح سنتی فمن رغب السنتی لیس منی

با کمال مسرت و شادمانی پیوند آسمانی و ملکوتی فی مابین دوشیزه مکرمه ایران خانم وحضرت آقای یانکی دانکی زاده را به اطلاع عموم میرسانیم این مراسم فرخنده در مورخه اوایل مارس 2007 میلادی برابر شهر صفر سنه الف اربع مائه ثمانی وعشرین در بلاد بغداد برگزار میشود از همه مومنین و مومنات تقاضامندیم با حضور خود به این پیوند روحانی شکوه و عظمت بخشیده ودر راستای حفظ نظام ما را یاری فرمایند لازم به ذکر است به علت مصادف بودن با ماه صفر در این مراسم فرخنده از آلات طرب استفاده نمیشود لذا خواهشمند است عمله جات اپوزیسیون اصلاح طلب از حرکات موزون خوداری فرمایند

از طرف خانواده های

Axis of Evil

Great Satan

Tuesday, February 27, 2007

شیخ ریا



حجه الاسلام کتک می زند
بر سر ومغزت دگنک می زند
گر نرسد بر دگنک دست او
دست به نعلین و چسک می زند
این دو سه گر هیچ کدامش نشد
با حنک و تحت حنک می زند
تانشوی پاره خبردار باش
گاه حنک را به هتک می زند
گرکومکت رستم دستان بود
هم به تو هم به کومک می زند
ور بکند پا بمیانی فلک
چوب به پاهای فلک می زند
چک زن سختی بود این پهلوان
ملتفتش باش که چک می زند
دستش اگربرفکلی ها رسد
گوز یکایک به الک می زند
ور الک تنها کافی نبود
هم به الک هم به دولک می زند
گویند آقا همه شب زیر جل
از تو چه پوشیده کمک می زند
چون ببرد دست به سیخ کباب
برجگر ریش نمک میزند
نرمک نرمک به سرانگشت خویش
دیم دددک دیم دددک می زند
مختصرا هر شب در جوف پارک
یارو صد جور کلک می زند
حالا در حضرت عبدالعظیم
شیخ در دوز و کلک می زند
انشاء الله دو روز دگر
خیمه از آنجا به درک می زند
منعش اگر کس نکند بی ریا
دست تصرف به فدک می زند
وان جگرنازکش از بهر پول
روزی صدمرتبه لک می زند
مجلس شوراست که با دست خلق
سیم بدان را محک می زند
هر جا خواهی به سلامت برو
ملت الله معک می زند
قافیه هرچند غلط شد ولی
شیخ به بیکاری سگ می زند
این شعر را ایرج میرزا در هجو شیخ فضل الله نوری سروده که آن را تقدیم می کنم به شیخ ریا

مافیا در فوتبال -1



گری لینه کر بازیکن تیم ملی فوتبال انگلیس در دهه 90 میلادی زمانی گفته بود" فوتبال ورزشی است که در آن یازده نفر علیه یازده نفردیگر مبارزه میکنند ولی در آن همیشه آلمانها پیروز میشوند" امشب بعد از دیدن برنامه عادل فردوسی پور موسوم به نود که دوشنبه شبها از سیمای ج ا پخش میشود به یاد گفته "گری لینه کر" افتادم و به این نتیجه رسیدم که در فوتبال ایرانی یازده نفر علیه یازده نفر دیگر مبارزه میکنند ولی در آن همیشه به مردم فوتبال دوست ایران توهین میشود هنوز چندی از افتضاح برکناری رییس سابق فدارسیون وخطر تعلیق فوتبال ایران نگذشته بود که تیم استقلال هم از جام باشگاه های آسیا حذف شد به همین سادگی ! همه میدانیم که فوتبال یک ورزش پرطرفدار در جهان است از کامرون در آفریقا گرفته تا ترینیداد و توباگو در قاره آمریکا از دالیان چین گرفته تا دوحه قطر میلیونها کودک و نوجوان و جوان و پیر عاشق و شیفته فوتبال هستند چرا فوتبال در میان مردم محبوب است ؟ میتوان گفت از آنجا که فوتبال ورزشی گروهی و اجتماعی است برای رسیدن به پیروزی در این ورزش می بایست همکاری و همیاری لازم میان نفرات درون زمین و گروه خارج از زمین وجود داشته باشد به دیگر سخن تجلی این همکاری را میتوان درون سکوهای ورزشگاه نیز مشاهده کرد بنحوی که تماشاچیان خودشان را شریک در بازی می بینند به این خاطراست که در بازی های حذفی که بصورت رفت و برگشت انجام میشوند در شرایط مساوی یک گل در خانه حریف دو گل بحساب می آید پس یکی از ارکان مهم فوتبال تماشاچی است شوربختانه در فوتبال ایرانی به شعور تماشاچی توهین میشود .سردمداران مافیای فوتبال در ایران ازمردم میخواهند در سرما و گرما به ورزشگاه آمده بلیط بخرند تیمهای مورد نظر را تشویق کنند ولی حق هیچگونه اظهار نظر را نداشته باشند افکار عمومی در نزد اینان هیچ است مافیای ورزش دنباله روی منطقی مافیای سیاسی-اقتصادی در ایران می باشد برای مثال سرداران - نمایندگان مجلس - مدیران طرد شده و بطور کلی مزدوران و جیره خواران دولتی مافیای ورزش در ایران را تشکیل میدهند هدف اینان کسب سود اقتصادی و به موازات آن تبلیغ ایدئولوژیک برای نظام است آخوندیسم تاریخی در ابتدا به نقش فوتبال در جامعه اهمیت چندانی نمیداد ولی رفته رفته پی برد فوتبال هم سود دنیوی و هم سود اخروی برایش دارد به همین منظور سرسپرده ترین مزدوران خود را در راس تشکیلات فوتبال قرار داد افرادی مانند داریوش مصطفوی - صفاایی فراهانی - محمد دادگان را همه می شناسیم با کمال تاسف باید گفت جامعه بازیکنان ما هم جامعه بیمار و فاسدی است معمولا بی سوادترین و لومپن ترین بازیکنان توسط رسانه های آنچنانی حمایت میشوند سرمربی تیم ملی ما هم یکی از این قماش است که به لطف مجیزگویی و تظاهر به دین داری به این مقام رسیده زمانی درایران دو باشگاه بزرگ وجود داشت تاج و پرسپولیس باشگاه تاج تحت قیومت " تیمسارخسروانی " و اعوان و انصارش بود و باشگاه پرسپولیس تحت مالکیت "عبده" بعد از بهمن 57 این دوباشگاه هم مانند موارد دیگر "ملاخور" و به دکان معاملاتی مشتی مافیایی تبدیل گشتند "فتح الله زاده خویی" شد مدیرعامل استقلال یا همان تاج و "علی آبادی" شد مدیرعامل پیروزی یا همان پرسپولیس فوتبال ایران که سه بار قبل از 57 قهرمان جام ملتهای آسیا شده بود بیست و هشت سال است که در جا میزند از سال 76 میلادی تا کنون در حسرت شرکت در المپیک مانده ایم دلمان خوش است به سه چهار بازیکن لژیونر که در اروپا توپ میزنند تیم نوجوانان ما چند سال پیش به علت تقلب در سن بازیکنان محروم شد دو بازیکن تیم ملی در برابر چشم میلیونها نفر در جام ملتهای آسیا در چین مبادرت به کتک کاری کردند و بازیکنان سوپراستار تیم امید در بازیهای آسیایی دوحه زشتترین حرکات را انجام دادند و این در حالیست که فرهنگ اسلامی و معنوی جمهوری اسلامی بیست هشت سال است از بام تا شام از جوانمردی و فتوت و اخلاق پهلوانی سخن می گوید !
جدیدترین افتضاح مافیای ورزش یعنی برکناری تیم استقلال از جام باشگاه های آسیا آخرین افتضاح نخواهد بود در این باره در آینده بیشترخواهم نوشت. ِ

Friday, February 23, 2007

جنگ رحمت نیست



این روزها هر کانال خبری را که تماشا میکنی یا پیچ هررادیویی را که می پیچانی صدای شوم جنگ را میشنوی آنهایی که هشت سال بر طبل جنگ کوبیدند و شعار جنگ جنگ تا رفع کل فتنه از عالم سرمیدادند یکبار دیگر به مانند لاشخورانی که از لاشه مردگان تغذیه میکنند کفتاروار از لانه های زیرزمینی خود خارج شده و طبل منحوس خود را به صدا درآورده اند تا شاید باردگر در پناه جنگ به نوایی برسند اینان مانند دراکولا برای ادامه حیات حقیر خود محتاج خون هستند همانها که در بهشت زهرا" فواره خون" برپا کرده بودند وخرمشهر را به خونین شهر تبدیل کردند هستیریک وار به دنبال راه اندازی جنگی دیگر و کشتاری دیگر بوده و به صریح ترین شکل ممکن از آمریکا دعوت می کنند تا به ایران حمله کند. کشوری که توانایی تولید بنزین مصرف داخلی خود را ندارد و با یک یخبندان گازشهر هایش قطع میشود و با یک باران و برف مردم پایتختش ساعتهای طولانی در خیابانها در پشت ترافیک می مانند کشوری که حتی نمیتواند مایحتاج روزانه مردم خودش را تامین کند و در تولید گوجه فرنگی در گل گیر کرده کشوری که متکی به واردات کالاهای اساسی از خارج است و نه از کشاورزیش چیزی مانده نه صنعت نوپایش یک صنعت پیشرفته و نوین است در پوشش استفاده صلح آمیز از انرژی هسته اِِی میخواهد اورانیوم را غنی کند تا شاید در این رهگذر به دو سه تا بمب هسته ای هم دست یابد و چندصباحی بر عمرنکبت بارش افزوده شود شگفتا نظامی که دیروز رسما و علنا میگفت" جنگ رحمت است " امروز از صلح آمیز بودن فعالیتهای خود سخن میگوید و در این میان مشتی مزدور درونمرزی وبرونمرزی از بام تا شام در تلویزیونهای داخلی و خارجی میگویند اهداف نظام صلح آمیز است براستی اینان اگر ریگی در کفش ندارند چرا اینهمه اصرار بر صلح آمیزبودن فعالیتهای مخفیانه خود دارند؟ مگر ماهیت فعالیت صلح آمیز کاملا مشخص نیست ؟ اینهمه تبلیغات به چه کار می آید ؟ بنظر میرسد تمامی این تحرکات برای رسیدن به همان برکتی است که "صدام یزیدکافر" با حمله جنایتکارانه به ایران در دستان مشتی جنایتکار و خبیث قرار داد جنگ و کشتار سناریو دیرآشنای آخوندیسم تاریخی تا در پناه آن به اهداف شوم خود برسند . اینبار "جرج بوش مسیحی " همان کسی که از جانب خداوند ماموریت دارد تا در جهان دموکراسی را گسترش دهد میخواهد همان نقش "سردار قادسیه " را بازی کند با این تفاوت که عراق کشوری از نظر اقتصادی وابسته و ضعیفتر از ما بود ولی آمریکا کشوری با صنعت و فن آوری پیشرفته و اقتصادی نیرومند می باشد . مگر ما مردم چه گناهی مرتکب شده ایم که در طول زندگانی پراز درد ورنج خود باید شاهد این همه خونریزی و فلاکت و بدبختی باشیم ؟ یادمان نرفته در جنگ شهرها و موشکباران مناطق مسکونی هربار که موشکی برزمین میخورد و جان تعدادی بی گناه را میگرفت بلافاصله مشتی اراذل و اوباش در محل فاجعه حاضر شده و دربرابر دوربین سیمای منحوس شعار" جنگ جنگ تا پیروزی " سر می دادند هنوز چند روزی از شروع جنگ ضدبشری نگذشته بود که شعار" جنگ رحمت است " بر در دیوارشهرها نقش بست و حکومت ارتجاع برای رسیدن به اهداف پلید خود از محمل جنگ برای تثبیت نظام و پاکسازی مخالفین استفاده بهینه را برد . کشور ایران با مساحتی بالغ بر چهاربرابر کشور عراق و جمعیتی در حدود سه برابرجمعیت عراق هشت سال درگیر جنگ خانمانسوز با عراق بود که در نهایت به سرکشیدن جام زهر و قبول قطعنامه 598 انجامید سرنوشت ما در جنگ با امریکا چه خواهد شد؟ ماشین جنگی خشن و بی رحم امریکا با ما چه خواهد کرد؟ آنانی که دن کیشوت وار می نویسند "برمیگردیم میجنگیم" چه جوابی برای ما دارند ؟ اگرجنگی روی دهد گذشته از تلفات انسانی و خرابی شهرها و تاسیساتی که سرمایه ملی ما هستند از نظراقتصادی یک قرن به عقب برخواهیم گشت و دیگر نه قلم مخملین آقای "بهنود" نه طنز آقای "نبوی" و نه لبخند آقای "خاتمی" هیچکدام چاره ساز این فاجعه نخواهند بود و ما می مانیم و مشتی خاطره از کشته شدگان با دلی پرخون و مرثیه سرایی و لعن و نفرین بر این کشور و آن کشور بدون آنکه به علت بروز فاجعه بپردازیم پس بهتر است که از خود همتی و غیرتی نشان داده و جلوی این فاجعه را بگیریم و بارساترین صداها فریاد برآوریم ما جنگ نمی خواهیم حق مسلم ما آزادی است جنگ رحمت نیست آسایش و صلح خوب است

Tuesday, February 20, 2007

هودر به جبهه میرود

یکی از کسانی که مدتهاست با اتهام نوکری روبروست و با هزار قسم و آیه سعی دارد خود را مبری از خوش خدمتی و خوش رقصی نشان دهد ولی همیشه دم خروس از لای وبلاگش هویداست در نوشته ای با عنوان " - برمیگردم و میجنگم اگرحمله کنند -" میفرماید چه کسی تا حالا سندی برای اینکه ایران دارد بمب اتمی درست می‌کند پیدا کرده است؟ ایران تا حالا کدام بند ازان پی تی را نقض کرده است که دارند با آن این طوری تا می‌کنند، در شرایطی که به اسراییل و پاکستان و هند که حتی آن را امضا هم نکرده‌اند، نیروگاه اتمی که هیچ، اجازه‌ی ساختن سلاح اتمی داده‌اند؟ حتی اگر ایران نیت ساختن سلاح اتمی را داشته باشد، از کی تا حالا قوانین بین‌المللی بر اساس نیت کشورها، حتی قبل از اینکه به آن "عمل کرده باشند، آن‌ها را مجازات می‌کند؟
حضرت هودر که گویا فراموش کرده اند که زعمای قوم تا به امروز غیر از دفع الوقت و پنهانکاری و کلاه گذاشتن بر سر سازمان بین المللی انرژِی هسته ای و اتلاف میلیاردها دلار از سرمایه ملی و به خطر انداختن امنیت ملی کشور هیچ کار مثبتی را انجام نداده اند در ادامه فرمایشات خود میگویند "برنامه‌ی شخصی من فعلا این است. ولی قبلا هم در وبلاگ انگلیسی‌ام نوشته‌ام که اگر آمریکا به ایران حمله کند من برمی‌گردم ایران و هر کمکی از دستم برمی‌آید برای حفظ این مملکت و استقلالش می‌کنم.
همین من بی‌خدای عرق‌خوار بی‌نماز،‌ با همین وبلاگ فیلتر شده و همین پدر و مادر بینوایم که باید در این ور و آن ور دنیا ببینمشان. چرا؟ بخاطر اینکه خامنه‌ای را معصوم و نقدناپذیر ندانسته‌ام و قانون مسخره‌ی ممنوعیت سفر به اسراییل را اتفاقا برای دفاع از مردم کشورم شکسته‌ام ولی همین من، سگ خامنه‌ای را هم با هزارتا بوش و بلر عوض نمی‌کنم. اگر حمله کنند برمی‌گردم و می‌جنگم.
حالا شما خود دانید
حضرت هودر در تیتر مطلبش میگوید برمیگردم میجنگم اگر حمله کنند ولی درمتن مینویسد برمیگردم ایران و هر کمکی از دستم برآید برای حفظ این مملکت و استقلالش می کنم به زبان دیگر ایشان پز جنگ کردن میدهد ولی راه را برای دودوزه بازی و مغلطه باز گذاشته ودر فرض محال اگر زبانم لال خدای نکرده جنگی رخ دهد راه فرار باز باشد حضرت هودر سفر به اسراییل را از افتخارات خود به شمار می آورد تو گویی سفر به اسراییل با پاسپورت کآنادایی عبور از میدان مین یا شجاعت یک رزمنده جان برکف است
حضرت هودر شما در صورت حمله به ایران و بازگشتتان در شرایط احتمالی جنگی بی زحمت پاسپورت کانادایی خودتان را همراه بیاورید تا در صورت لزوم و شکست احتمالی در مقابل دشمن بتوانید به سربازان امریکایی ثابت کنید که شهروند کانادا هستید و میخواهید به کشور خودتان برگردید گور پدر این ملت و خرابی ها گوربابای تجزیه شدن ایران و ویرانی های بعدازجنگ کی به کیه شما که پاس یک کشور متمدن در جیب ببخشید کوله پشتی جنگیتان دارید ولی یادتان باشد هنگام رفتن سگ خامنه ای را هم با خود از این کشور ببرید چون اگر اینجا بماند شاید بلایی سرش بیاید اینجاست که باید در وبلاگتان "سردبیرخودم" بنویسید
دیگی که برای من نجوشه میخام کله سگ توش بجوشه

Monday, February 19, 2007

پاسخ به دوست ناشناس


اگر انسان دنیا را از دریچه تنگ یک ایدوئولوژِی و مسلک خاص نگاه کند مجبور است مردم را به دوگروه خودی و غیرخودی تقسیم کند و این سرآغاز انحصارطلبی و دیکتاتوری است انسان مسلک گرا باید غیرخودی ها را نابود کند هیتلر درآلمان -
استالین در شوروی - مائو در چین - پل پوت در کامبوج - کیم ایل سونگ در کره شمالی - پیک بوتا در آفریقای جنوبی - پینوشه در شیلی و کاسترو در کوبا نمونه هایی از انسانهای مسلک گرا می باشند در زمانی که نوجوان بودم و بازار مسلک گرایی در کشور ما داغ بود با خواندن شرح حال انقلابیون و مبارزین بر علیه استعمار و حاکمیت استبداد نوعی حس همدردی همراه با افتخار و غرور در من ایجاد میشد ولی هیچگاه مسلک گرا نبوده ودر طول زندگی به هیچ گروه مسلک گرایی وابسته نبودم که اگر بودم شهامت آنرا دارم که با سربلندی اعلام کنم دردوران دانشجویی قبل ازانقلاب فرهنگی هم بارها از من خواستند که به یکی از "مسلک های فکری" نزدیک شوم ولی بعلت اینکه نمیخواستم خودم را در چهارچوب یک ایدوئولوژی خاص محصور کنم هیچگاه این فکر در مخیله من خطور نکرد این مطلب را به دلیل بیان میکنم که مقدمه ای باشد برای پاسخ به دوست عزیز ناشناسی که بنظر میرسد فردی میهن پرست و صادق باشد این دوست ناشناس که نمیدانم خانم است یا آقا و همیشه با اظهارنظرهای خوبش یار و یاور صاحب این قلم بوده در اظهارنظری نوشته اند
"---ازادبیات قدیمی حزب کمونیست مانند امپریالیسیم استفاده نکن بخاطرداشته باش که چین کمونیست امروزبزرگترین دوست اقتصادی امپریالستها است واتحادجماهیرشوروی دیگر وجود ندارد---"
من نمیدانم انگیزه این دوست محترم در نوشتن این عبارت چه بوده و هر چه فکر میکنم
یادم نمیاید در این 51 مطلبی که در این گذرگاه اینترنتی منتشر کرده ام جایی از "امپریالیسم" ویا"کمونیسم" نام برده باشم و یا از" ادبیات حزب کمونیست " استفاده کرده باشم در هر صورت خدمت این دوست گرامی باید عرض کنم که در مطلب "آمریکا شرمت باد" هدف نشان دادن این موضوع است که دولت آمریکا یا هر دولت خارجی دیگر فقط و فقط در فکر حفظ منافع ملی خودش است و دلش به حال ما نسوخته آیا بیان این نکته جانبداری از کمونیسم است ؟
من در مطلب " معیارهای دوگانه " در پاسخ به آن خانمی که گفت "مایکل مور" در آمریکا سانسور میشود از وجود آزادی بیان در آمریکا سخن گفتم آیا این دلیل میشود که من را یک لبیرال آمریکایی بنامید؟
در زمان اشغال سفارت امریکا در تهران به جرات میگویم یکی از معدود کسانی که از تسخیر سفارت آمریکا بشدت انتقاد کرد من بودم که با چوب تکفیر توده ای ها و اکثریتی های مزدور خائن وطن فروش روبروشدم و از طعنه های آنها نهراسیدم واگر نبود پاره ای ملاحضات برای شما با سند و مدرک ثابت میکردم که اولین ندای مبارزه با توده ایها و اکثریتی های خبیث و آدم فروش و خودفروش در دانشکده را من سردادم و این بزرگترین جرم من بود دوست عزیز ناشناس من در زندگی فقط یک عشق دارم آنهم عشق به میهنم ایران است من "ایران دوست" هستم و" آمریکا دوست" نیستم وهیچگاه نخواهم بو د و این را با رسا ترین صداها میگویم نه اینکه هر که "امریکا دوست" است انسان بدی است چرا که همه انسانها در عقیده آزادند بنابراین از شما دوست گرامی ناشناس میخواهم این حق را برای من قائل باشید که "ایران دوست" باشم
در خاتمه اجازه دهید قطعه ای از شعر ابوالقاسم لاهوتی را بیاورم که میگوید:
تنیده یاد تو در تارو پودم
بود لبریزازعشقت وجودم
توبودم کردی ازنابودی و با مهر پروردی
فدای نام تو
فدای نام تو
ای وطن
بود و نبودم

Sunday, February 18, 2007

آی عشق

آی ببین عشق چه ها می کند
بال فرو بسته رها می کند
درد دل خسته دوا می کند
وای که این عشق چه ها می کند
شور شود راه به صنعان برد
رستم دستان به سمنگان برد
راه به سر منزل جانان برد
وای که این عشق چه ها می کند
گاه سرود سخن میهن است
گاه چو پیراهن جان بر تن است
گاه خروش است و گهی شیون است
وای که این عشق چه ها می کند
گاه چو رگبار مسلسل شود
تابش خورشید سیهکل شود
رویش و سرسبزی جنگل شود
وای که این عشق چه ها می کند

آهنگ از گیسوشاکری شعر از یاور استوار تنظیم از محمد شمس
برای شنیدن صدای گیسوشاکری اینجا را کلیک کنید

Friday, February 16, 2007

آمریکا شرمت باد


ژنرال -پیترپیس- رییس ستادمشترک ارتش آمریکا در گفتگویی با خبرنگاران اظهارداشت "اینکه موادمنفجره و بمبهای کنارجاده ای و سایرتجهیزات مورد استفاده در
عملیات خرابکاری از ایران به عراق ارسال شده هیچ شکی نداریم ولی از اینکه مقامات درجه اول جمهوری اسلامی به صورت مستقیم درگیر این ماجرا باشند یا از آن مطلع باشند چیزی نیست که من بدانم یا بتوانم آن را تایید کنم - خبرگزاری آسوشیتدپرس جاکارتا 13 فوریه 2007 نویسنده کریس برومیت-"
همانگونه که در خبر فوق مشاهده میشود رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا در ارسال بمب از ایران هیچ شکی ندارد ولی مات و مبهوت مانده که آیا مقامات درجه یک نظام از این ماجرا خبرداشته اند یا نه ؟ به دیگرسخن جناب تیمسارچهارستاره پنتاگون نمیتواند تایید کند که حکومت ارتجاع در آشوبهای عراق مستقیم دست داشته است! آیا شما خبری مسخره تر از این دیده یا شنیده اید؟ مگرمیشود یک عده عناصرخودسر-مانند همان کسانی که در زمان خاتمی مسبب قتلهای زنجیره ای معرفی شدند - از بنگاه باربری عمواغلی یک بنزخاور کرایه کنند وببرند داخل یکی از پادگانهای نظامی و یک تن موادمنفجره ساخت داخل را بارگیری کرده و به سرمرز عراق ببرند و در آنجا با راننده خاور سرقیمت کرایه چانه بزنند و با توبیمری و من بمیرم یک چندهزار تومانی از راننده تخفیف بگیرند بعداین مواد منفجره را وارد خاک عراق کرده و به شورشیان تحویل بدهند و نه تنها هیچ عرب و عجمی هم متوجه نشود بلکه بقول رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا حتی روح مقامات درجه اول جمهوری اسلامی هم خبردار نشود ؟؟!!
جناب پیترپیس و همپالگیانش مردم ایران را احمق فرض کرده اند ولی غافل از این هستند که دستشان مدتهاست برای ما رو شده است ایشان نمیداند یا خودش را به نافهمی زده است در نظامی که برای راه اندازی یک دکه روزنامه فروشی به ده ها استعلام و برگ تایید وزارت فلان و اداره بهمان نیاز هست چگونه میشود مواد منفجره آنهم در مقیاس وسیع را حمل و نقل کرد؟ دولت ایالات متحده آمریکا در تمامیتش چه دموکرات چه جمهوریخواه بزرگترین حمایت کننده ترروریسم جهانی در دنیا بوده و هست تخم لق طالبان را نخستین بار همین آمریکایی های نازنین و انسان دوست در افغانستان کاشتند مگر همین انسانهای نازنین نبودند که در جریان ایرانگیت اسلحه اسراییلی و موشکهای هاک را به سپاه پاسداران دادند؟
اگر کسانی ساده انگارانه می پندارند آمریکا در فکر آزادی و امنیت و رفاه ملت ایران است تاریخ معاصر به روشنی نشان میدهد که این پندار از پایه غلط و نادرست است آزموده را بازآزمودن خطاست بیایید تا دست یکدیگر بگیریم و نقشه های شیطانی بیگانگان چه آمریکا باشد چه روسیه و چه اتحادیه اروپا را برملا کنیم بیایید خودمان باشیم و دست بر زانوی خود زده برخیزیم.